دفتري بود كه گاهي من و تو

دفتري بود كه گاهي من و تو
مي نوشتيم در آن
از غم و شادي و روياهامان
از گلايه هايي كه ز دنيا داشتيم
من نوشتم از تو:
كه اگر با تو قرارم باشد
تا ابد خواب به چشم من بي خواب نخواهد آمد
كه اگر دل به دلم بسپاري
و اگر همسفر من گردي
من تو را خواهم برد تا فراسوي خيال
تا بدانجا كه تو باشي و من و عشق و خدا!!!
تو نوشتي از من:
من كه تنها بودم با تو شاعر گشتم
با تو گريه كردم
با تو خنديدم و رفتم تا عشق
نازنيم اي يار
من نوشتم هر بار
با تو خوشبخترين انسانم…
ولي افسوس مدتي هست كه ديگر
نه قلم دست تو مانده است و نه من...

سه شنبه 1393/05/28

مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه مرغ هایش گذاشت

مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه مرغ هایش گذاشت
عقاب که بزرگ تر شد
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جوجه مرغ ها رو خورد و کمی بعد خود مرغ ها رو هم خورد
سپس پر کشید و به آسمان رفت
هم به ریش پیرمرد خندید و هم رید به داستان آموزنده ما ....!

سه شنبه 1393/05/28

سلام ؛ حال همه ما خوب است

سلام ؛ حال همه ما خوب است ٬
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور ٬
که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند .
با این  همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنار زندگی می گذرم
که نه  زانوی آهوی بی جفت بلرزد
و نه این دل نا ماندگار بی درمان .
 تا یادم نرفته است بنویسم
٬ حوالی خوابهای ما ٬
 سال پر بارانی بود.
می دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه باز نیامدن است٬
اما تو لااقل
٬ حتی هر وهله ٬
گاهی ٬ هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا ٬
شبیه شمایل شقایق نیست ؟
راستی خبرت بدهم ٬!
خواب دیده ام خانه ای خریده ام
٬ بی پرده ٬ بی پنجره ٬ بی در ٬ بی دیوار ٬
هی بخند !
بی پرده بگویمت.:
چیزی نمانده است.
من چهل ساله خواهم شد .
فردا را به فال نیک خواهم گرفت ..
. دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از فراز کوچه ما می گذرد ٬
باد٬ بوی نامه های کَسان من می دهد ...
 یادت می آید رفته بودی خبر  از آرامش آسمان بیاوری؟
 نه ریراجان !
نامه ام باید کوتاه باشد٬
ساده باشد ٬ بی حرفی از ابهام و آینه ٬
از نو برایت می نویسم :
حال همه ما خوب است ؛ اما
تو باور مکن!

سيدعلي صالحي

یکشنبه 1393/05/26

متني بسيار زيبا، عميق و تاءمل برانگيز از استادمحمد بهمن بيگي

متني بسيار زيبا، عميق و تاءمل برانگيز از استادمحمد بهمن بيگي:اري از پشت كوه أمده امچه ميدانستم اينور كوه بايدبراي ثروت، حرام خوردبراي عشق، خيانت كردبراي خوب ديده شدن، ديگري را بد نشان دادوبراي به عرش رسيدن، بايد ديگري را به فرش كشاند.....وقتي هم با تمام سادگي دليلش را ميپرسم ، ميگويند:"از پشت كوه أمده!"....ترجيح ميدهم به پشت كوه برگردم وتنها دغدغه ام سالم بازگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشد تا اينكه اينور كوه باشم و گرگ!....

یکشنبه 1393/05/26

روزی مردی عقربی را دید که روی اب دست و پا میزد

روزی مردی عقربی را دید که روی اب دست و پا میزد ، او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد اما عقرب اورا نیش زد ، مرد بازهم سعی کرد تا عقرب را از اب بیرون بیاورد، اما عقرب بازهم اورا نیش زد ، رهگذری او را دید و پرسی چرا عقربی که تو را نیش میزند نجات میدهی ، مرد گفت : این طبیعت عقرب است که نیش بزند و طبیعت من این است که عشق بورزم . مرد گفت : انقدر عشق بورز تا جر بخوری 😐

یکشنبه 1393/05/26

جوک و اس ام اس جدید باعث ترویج طنز و شادی و تفریح سالم در جامعه می شود